حال که ناتوان از آنم که آزاد باشم
زندان را گسترده خواهم کرد.
به جای دیوارهای غم انگیزم
افقهایی خندان.
روی زمین راه نخواهم رفت
بلکه بر غرقابهای شب.
سقفی پذیرایم خواهد شد
که بهترین آسمانها خواهد بود.
حال که ناتوان از آنم که آزاد باشم
زندانم را بزرگ خواهم کرد.
(Manuel Altolaguirre-1905-1959)
06/06/2009 در t 15:21 |
جدا این شعر بی نظیره
گویای حال همهی مردم دنیا
که هر روز با ساختن یه ابزار جدید ، و تولید نیاز به اون
زندان اطرافشون رو وسیعتر میکنند
این شعر تا اعماق وحودم را آتش زد
آفرین
موفق باشی
همین!