Archive for ژانویه, 2009

سنگ راه

03/01/2009

و در این سلسله، آنگاه که یکی بر زمین افتد، از برای آن کسان است که از قفا می آیند؛ زنهار تا سنگی به راه است،

و هم از تغافل آنان که پیشتر گذشتند، به قدمهایی استوار و چالاک، اما سنگهای راه برنگرفتند  .

                                                              (جبران خلیل جبران)

راه بی فرجام

01/01/2009

بيا تا راه بسپاريم
به سوي سبزه زاراني كه نه كس كشته، ندروده
به سوي سرزمينهايي كه در آن هر چه بيني بكر و دوشيزه ست
و نقش رنگ و رويش هم بدين سان از ازل بوده
كه چونين پاك و پاكيزه ست.

به سوي آفتاب شاد صحرايي،
كه نگذارد تهي از خون گرم خويشتن جايي.
و ما بر بيكران سبز و مخمل گونه ي دريا
مي‌اندازيم زورقهاي خود را چون كل بادام
و مرغان سپيد بادبانها را مي آموزيم،
 كه باد شرطه را آغوش بگشايند
و مي‌رانيم گاهي تند ، گاه آرام.

 

بيا اي خسته خاطر دوست!
اي مانند من دلكنده و غمگين
من اينجا بس دلم تنگ است،
بيا ره توشه برداريم،
قدم در راه بي فرجام بگذاريم.

 

زمستان، مهدی اخوان ثالث