من گفتم که عمل آن دژخیمان (شکنجه یک جوان بخاطر مظنون بودن به رفض و ارتداد) عملی حیوانی است.
شیطان گفت: نخیر، این عمل انسانی است. نباید با استعمال نابجای این کلمه به حیوانات اهانت کنی؛ حیوانات مستحق چنین توهینی نیستند. این اعمال برازنده نژاد پست و حقیر شماست که مدام دروغ میگوید و دعوی فضایلی میکند که از آنها بویی نبرده و این فضایل را در حق حیوانات اشرف از خود، که دارای این فضایل هستند، منکر میشود.
هیچ حیوانی هرگز مرتکب عمل بیرحمانه نمی شود. این عمل منحصر به کسانی است که “قوه تمیز اخلاقی” دارند. حیوان وقتی هم آزاری میرساند، در کمال معصومیت این کار را میکند. عمل او تباه نیست؛ برای آن آزار نمیرساند که به صرف آزار رساندن لذت برد. این کاری است که فقط از انسان سر میزند. موجب و مسبب آن هم همان “قوه تمیز اخلاقی” کذایی اوست ! قدرتی که وظیفه اش عبارتست از تمیز دادن بین صواب و خطا؛ با داشتن این اختیار که هر کدام را خواست انتخاب کند. ولی میخواهم بدانم انسان از این قدرت چه استفاده ای میکند؟ البته همیشه انتخاب به عمل می آورد، اما از هر ده مورد، نه مورد خطا را انتخاب میکند. اصولاً خطا نباید وجود داشته باشد واگر حس اخلاق نبود وجود خطا ممکن نبود. مع ذالک این انسان به قدری کودن و نفهم است که نمیتواند درک کند که همین قوه تمیز اخلاقی است که او را به سافلترین درجه موجودات زنده تنزل میدهد و مانند طوق لعنتی است که همیشه به گردن دارد.
بیگانه ای در دهکده، مارک تواین، نجف دریا بندری، 69 تا 71